وقتی دلگیری وتنها
دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار
رو اسمِ من خط بِکش از آن زمان که رفتی با دو چشم خیس و غمی پنهان نشسته ام پشت پنجرة انتظار به امید روز دیدار به امکید آن روز که تو بیایی ای یار چشم دوخته ام به آن راه که روزی در آن ز دست دادم تو را پس از این سالها همچنان چشم دوخته ام به این راه که شاید باز ببینم تو را به امید آن روز زیبا همچنان نشسته ام پشت پنجرة انتظار چشم دوخته ام به این راه دراز که شاید دیدم تو را ز دور دستها که شاید تمام شود عمر این انتظار
عکسِ منو بد بِکش
بین منو عشق من
دیوار نکش سد بِکش
مثل یه حرف ساده
که نُقطه هاش اُفتاده
عشقمو از من جدا
شکلِ منو بد بکش
سادگی هایِ عشقمو
رنگ و ریا نشون بده
یه عکسِ تازه ای بِکش
به لحظه لحظه جون بده
وقتی که خط کشیدی
عکسمو بد کشیدی
من واسه خط کِشی هات
می میرمو زنده میشم
با همه سرکِشی هات
یه روز برنده می شم





















