وقتی دلگیری وتنها
دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار
سلام به همه ديروز که داشتم نظرات رو مي خوندم يکي از دوستان که لطف کرده بود نظر داده بود نوشته بود که مطالبم تکراريه من خودم اينو ميدونم منتها من اين وبلاگ رو برا دل خودم وا کردم و فقط برا اين توش مطلب مي نویسم که وقتي مشکل دارم به اين طريق خودمو خالي کنم حالا دوستان لطف دارن يه سری هم به ما مي زنن. رويهمرفته من بلد نِستم متن بنويسم و فقط شعرها يامتنهايي که خوشم مياد از جای ديگه بر مي دارم و اينجا منتقل مي کنم بلکه به درد کسي هم بخوره. اميدوام از اين قطعه ها خوشتون بياد ميدونی قشنگيه راه رفتن زیر بارون چيه؟اينه که هيچکس نمي تونه اشکهات رو ببينه لحظه های پر ز عشق تو لحظه های پر ز درد من بود آخر آنکه با تو یار شد همه وقت دشمن من بود در آن لحظه ها .... که دشمنم با تو یار شد تنها یاور من درد شد تمام آرزوهایم رو به مرگ بود نفرین به تنهایی... که دل را به تو سپرده بود ورنه اوّل و آخر.... یار من خدا بود . ترا با اشک و آه از ديده بيرون راندم آخر هم از دوستان عزیز که به من لطف دارن و به وبلاگم سر می زنند ممنونم و می خواستم خدمتتون عرض کنم که اگه دوست دارید لوگوتون رو در وبلاگم قرار بدم فقط کافیه آدرسش رو در قسمت نظرات بنویسید تا در اسرع وقت تو وبلاگم بذارم اینم کُد لوگوی وبلاگ خودمه خوشحال می شم اگه این لوگو رو تو وبلاگتون بذارید![]()
![]()
![]()






![]()
>>>>>>>>>><<<<<<<<<<
به آسمان نگاه مي کنم,پرنده اي را مي بينم که در اوج پروازش در آسمان محو مي شود,من هم روزي در آسمان
قلب تو در اوج پروازم محو خواهم شد
>>>>>>>>>><<<<<<<<<<
اگه تو دنيا قرار بود جاي چيز ديگه اي باشم,دوست داشتم جاي اشک رو صورت تو باشم.تو
چشمات متولد شم,رو پلکت جون بگيرم,رو گونه هات جاري شم,رو لبهات بميرم
>>>>>>>>>><<<<<<<<<<
شب بودو شمع بودو من بودم و غم,شب رفت و شمع سوخت و من موندم و غم
>>>>>>>>>><<<<<<<<<<
اگه يه شب خواب دیدي که تو يه اتاق تاريک هستي که ديواراش قرمزه نترس چون تو قلب مني
>>>>>>>>>><<<<<<<<<<
سر کلاس ريا ضي بود که که معلم اومدو دو خط موازي روي تخته کشيد.خط پاییني نگاهي به خط بالايي
کرد و تو دلش عاشقش شد,خط بالايي هم نگاهي به خط پاييني کردو تو دلش عاشقش شد.در همين هنگام
بود که معلم داد زد دو خط موازی هيچ وقت بهم نمي رسن
>>>>>>>>>><<<<<<<<<<
اگر دبير رياضي بودم ثابت مي کردم که چگونه شعاع نگاهت از مرکز قلبم مي گذرد
اگر دبیر شيمي بودم نام تو را در قلبم پخش مي کردم تا محلول با محبت شود
اگر دبير ديني بودم مي دانستم که بعد از خدا تو را مي پرستم
اگر دبير جغرافي بودم مي دانستم که خوش آب و هوا ترين منطقه آغوش توست
واگر دبيرزبان بودم با زبان بي زباني مي گفتم دوستت دارم
>>>>>>>>>><<<<<<<<<<
وقتي شادي آروم بخند تا غم بيدار نشه,وقتي غمگيني آروم گريه کن تا شادي نااميد نشه
>>>>>>>>>><<<<<<<<<<
اگر آدمي زندگي را دوست مي داشت هرگز در آغاز تولد نمي گريست
>>>>>>>>>><<<<<<<<<<
هرگز کسي را نااميد نکنيد ، شايد اميد او همه دارايي اش باشد
>>>>>>>>>><<<<<<<<<<
هر چه قفس تنگ تر باشد ، آزادی شيرين تر به نظر می رسد











که تا در جام قلب ديگری ريزی شراب آرزوها را
بزُلف ديگری آويزی آن گلهای صحرا را
مگو با من مگو از هستی و مستی
من آن خودرو گياه وحشی صحرای اندوهم
که گلهای نگاه وخنده هايم رنگ غم دارد
مرا از سينه بيرون کن بِبَر از خاطر آشفته نامم را
بزن بر جام عشق سنگم را مرا بشکن مرا بشکن
تو سرتاپا وفا بودی تو با عشق آشنا بودی
ولی ای مهربان من بگو آخر که از اول کُجا بودی
کنون از من بجا مُشتِ پَری مانده
بيا آتش بزن اين آشيان بال و پَرها را
رهاکُن اين دل غمگين و تنها را تُرا راندم
ولی هرگز مگو با من که معنی عشق و محبت را نمی دانم
که در چشمان تو نقش غم و دردت نمی خوانم تُرا راندم
ولی آن لحظه گويی آسمان می مُرد
جهان تاريک می شُد کهکشان می مُرد
درون سينه ام دل ناله می زد باز کُن
از پای زنجيرم که بُگريزم به دامانش بياويزم
به او با اشک و خون گويم مَرو من بی تو می ميرم
ولی من در های های گريه خنديدم که تو هرگز ندانی
بی تو يک تک شاخه عُريان پاييزم
دگر از غصه لبريزم
دراين دنيا بمان بی من
برای ديگری سر کن نوای عشق و مستی را
بخوان در گوش جان ديگری آوای هستی را
تو ای تنها اميد من بی من از آن کوچه ها بگذر
مرا يکدم بياد آور که می گفتم:بيا اميد جان من
بيا تن را ز قيد آرزوهايش جدا سازيم
بيا میعاد خود را درجهان ديگر اندازيم
بياد آور که اکنون بی تو خاموشم
ز خاطرها فراموشم
و يک تک لاله وحشی بجای لاله
بر گور دل من روشن است
اکنون





<br><a href="<-BlogUrl->" target="_blank" style="font-family: Tahoma, 'times new
roman', sans-serif; color: #99CCFF; text-decoration: none"><a href="http:
//sunnyday.blogfa.com"><img src="http://i2.tinypic.com/so2042.gif " alt=" دلم به دام عشق توشد گرفتار مي تپه به عشقت تالحظه ديدار" ></a><br>








