وقتی دلگیری وتنها
دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار
خاطرات رفته بر باد تو رو دیدم میدونستم میرم از زندگی تو بزار من بشکنم از عشق بی تو سرگشته و تنها چه آسون چه آسون پنهون نکن فریبتو تو دیگه ما رو نمی خوای فریبه حتی گریه هاتو لحظه هاتو بودن هاتو موندن هاتو خواستن هات دیگه گولم نزن دروغ نگو دیگه گولم نزن دروغ نگو چقده ساده بودم چقدر دیوونه بودم چقده ساده بودم چقدر دیوونه بودم پنهون نکن فریبتو تو دیگه ما رو نمی خوای فریبه حتی گریه هاتو لحظه هاتو بودن هاتو موندن هاتو خواستن هات دیگه گولم نزن دروغ نگو دیگه گولم نزن دروغ نگو دو تا قلب و دوتا لبخند دو تا رمز عشق ما بود دو تا رو تنها گذاشتي چقدر با تو گريه كردم نم نم بارون چشمات دو تا قلب و دوتا لبخند دو تا رمز عشق ما بود مهربون ، عاشقي تنها دو تا پيش من ميمونه
یاد عشق رفته از یاد
تو که بی وفا نبودی
نمیدونم کی یادت داد
میدونستم که اسیری
تو خداحافظ نگفتی
میدونستم داری ميري
گر چه هستی روزگارم
میرم چون عاشقت هستم
باید آزادت بزارم
بشم بارون و ببارم
آخه من طاقت اشکو
توی چشم تو ندارم
مثل برگی روی رودم
تو واسم زندگی بودي
من واست تجربه بودم
من از یاد تو رفتم
چه آسون چه آسون
من از یاد تو رفتم





می خندی اما زورکی
نگاهت از من خالیه
بهانه هاتم الکی
این از نگات مشخصه
من می دونم دستای من
به دست تو نمی رسه
نگو که قلبت با منه
نگو که نبض لحظه هات
فقط واسه من می زنه
نگو که قلبت با منه
نگو که نبض لحظه هات
فقط واسه من می زنه
تو این همه تو رو نشناخته بودم
به حیله هات دلم رو باخته بودم
که قلبت با منه
حتی وقتی دستت رو خونده بودم
بازم به تو من چیزی نگفتم
که قلبت نشکنه
تو این همه تو رو نشناخته بودم
به حیله هات دلم رو باخته بودم
که قلبت با منه
حتی وقتی دستت رو خونده بودم
بازم به تو من چیزی نگفتم
که قلبت نشکنه
می خندی اما زورکی
نگاهت از من خالیه
بهانه هاتم الکی
این از نگات مشخصه
من می دونم دستای من
به دست تو نمی رسه
نگو که قلبت با منه
نگو که نبض لحظه هات
فقط واسه من می زنه
نگو که قلبت با منه
نگو که نبض لحظه هات
فقط واسه من می زنه





دو تا عشق و دو تا دلبند
دو تا مهر و دو تا احساس
دو تا باغ و بن گل ياس
اون دو تا كه زياد بود
اما انگار اون دوتا هم
بند دست خسته ها بود
كندي هرچي رو كه داشتي
واسه رمز دو تاي عشق
حرمتي به جا نذاشتي
چقدر گفتم كه خسته ام
چقدر گفتم بهارم
پاي عهدمون نشستم
هم ميخوندي هم ميديدي
ناله هاي زخم عشقو
ندونستي نشنيدي
دو تا عشق و دو تا دلبند
دو تا مهر و دو تا احساس
دو تا باغ و بن گل ياس
اون دو تايي كه زياد بود
اما انگار اون دوتا هم
بند دست پست باغ بود
گفتن « دوست دارم » نيست
باغ من خشك شد و پژمرد
خواسته عشق تو كم نيست
تو برو هرجا تونستي
اما يادت نره عمرم
قدر دوتا ندونستي 





بالاخره ما هم امتحانامونو تموم کرديم
دعا کنين مشروط نشم![]()











