تبليغاتX
من و باش به عشق کی زنده بودم ... من و باش دل به کی خوش کرده بودم ... من و باش خیال می کردم یه نفر به فکرمه ... من و باش که فکر می کردم یکی هست عاشقمه ... من و باش که دل به عشق چه کسی داده بودم ... من و باش که تو خیال چه چیزایی ساخته بودم .. .ولی افسوس کلک بود توی کارات ... ولی افسوس دروغ بود همه حرفات ... توروباش وقتی دلگیری وتنها

وقتی دلگیری وتنها

دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار

  دلم راضی نمیشه

نوشته شده در شنبه 29 بهمن1384ساعت 6:46 بعد از ظهر توسط ساناز| |

eshgh

نوشته شده در شنبه 29 بهمن1384ساعت 10:44 قبل از ظهر توسط ساناز| |

خاطرات رفته بر باد
یاد عشق رفته از یاد
تو که بی وفا نبودی
نمیدونم کی یادت داد

تو رو دیدم میدونستم
میدونستم که اسیری
تو خداحافظ نگفتی
میدونستم داری ميري

میرم از زندگی تو
گر چه هستی روزگارم
میرم چون عاشقت هستم
باید آزادت بزارم

بزار من بشکنم از عشق
بشم بارون و ببارم
آخه من طاقت اشکو
توی چشم تو ندارم

بی تو سرگشته و تنها
مثل برگی روی رودم
تو واسم زندگی بودي
من واست تجربه بودم

چه آسون چه آسون
من از یاد تو رفتم
چه آسون چه آسون
من از یاد تو رفتم

نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن1384ساعت 9:23 بعد از ظهر توسط ساناز| |

پنهون نکن فریبتو
می خندی اما زورکی
نگاهت از من خالیه
بهانه هاتم الکی

تو دیگه ما رو نمی خوای
این از نگات مشخصه
من می دونم دستای من
به دست تو نمی رسه

فریبه حتی گریه هاتو لحظه هاتو بودن هاتو موندن هاتو خواستن هات

دیگه گولم نزن دروغ نگو
نگو که قلبت با منه
نگو که نبض لحظه هات
فقط واسه من می زنه

دیگه گولم نزن دروغ نگو
نگو که قلبت با منه
نگو که نبض لحظه هات
فقط واسه من می زنه

چقده ساده بودم
تو این همه تو رو نشناخته بودم
به حیله هات دلم رو باخته بودم
که قلبت با منه

چقدر دیوونه بودم
حتی وقتی دستت رو خونده بودم
بازم به تو من چیزی نگفتم
که قلبت نشکنه

چقده ساده بودم
تو این همه تو رو نشناخته بودم
به حیله هات دلم رو باخته بودم
که قلبت با منه

چقدر دیوونه بودم
حتی وقتی دستت رو خونده بودم
بازم به تو من چیزی نگفتم
که قلبت نشکنه

پنهون نکن فریبتو
می خندی اما زورکی
نگاهت از من خالیه
بهانه هاتم الکی

تو دیگه ما رو نمی خوای
این از نگات مشخصه
من می دونم دستای من
به دست تو نمی رسه

فریبه حتی گریه هاتو لحظه هاتو بودن هاتو موندن هاتو خواستن هات

دیگه گولم نزن دروغ نگو
نگو که قلبت با منه
نگو که نبض لحظه هات
فقط واسه من می زنه

دیگه گولم نزن دروغ نگو
نگو که قلبت با منه
نگو که نبض لحظه هات
فقط واسه من می زنه

نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن1384ساعت 3:12 بعد از ظهر توسط ساناز| |

دو تا قلب و دوتا لبخند
دو تا عشق و دو تا دلبند
دو تا مهر و دو تا احساس
دو تا باغ و بن گل ياس

دو تا رمز عشق ما بود
اون دو تا كه زياد بود
اما انگار اون دوتا هم
بند دست خسته ها بود

دو تا رو تنها گذاشتي
كندي هرچي رو كه داشتي
واسه رمز دو تاي عشق
حرمتي به جا نذاشتي

چقدر با تو گريه كردم
چقدر گفتم كه خسته ام
چقدر گفتم بهارم
پاي عهدمون نشستم

نم نم بارون چشمات
هم ميخوندي هم ميديدي
ناله هاي زخم عشقو
ندونستي نشنيدي

دو تا قلب و دوتا لبخند
دو تا عشق و دو تا دلبند
دو تا مهر و دو تا احساس
دو تا باغ و بن گل ياس

دو تا رمز عشق ما بود
اون دو تايي كه زياد بود
اما انگار اون دوتا هم
بند دست پست باغ بود

مهربون ، عاشقي تنها
گفتن « دوست دارم » نيست
باغ من خشك شد و پژمرد
خواسته عشق تو كم نيست

دو تا پيش من ميمونه
تو برو هرجا تونستي
اما يادت نره عمرم
قدر دوتا ندونستي

نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن1384ساعت 3:6 بعد از ظهر توسط ساناز| |

نوشته شده در سه شنبه 4 بهمن1384ساعت 4:31 بعد از ظهر توسط ساناز| |

من وتو

نوشته شده در سه شنبه 4 بهمن1384ساعت 11:19 قبل از ظهر توسط ساناز| |
سلام
بالاخره ما هم امتحانامونو تموم کرديم
دعا کنين مشروط نشم
نوشته شده در سه شنبه 4 بهمن1384ساعت 11:13 قبل از ظهر توسط ساناز| |