وقتی دلگیری وتنها
دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار
سلام من تصميم گرفتم دير به دير آپ كنم چون دير به دير از وبلاگم ديدن مي كنيد و نظر هم نميدين. اميدوارم همتون موفق باشيد هوا بوي نم گرفته بابا بیخیال دیگه ناز کردنم حدی داره لحظههارو با تو بودن حس عشق رو در تو ديدن با تو رفتن تا هميشه تورو خواستن اگه چشمات من رو ميخواست اگه اسمم رو ميخوندي اگه با من تو ميموندي بي تو اما سرسپردن تو غبار جاده موندن بي تو حتي زنده بوندن تا ابد تورو نديدن اگه چشمات من رو ميخواست اگه دستات مال من بود اگه اسمم رو ميخوندي اگه با من تو ميموندي توي آسمون عشقم روي خاموشي لبهام توي قلب من عزيزم دل عاشقم بجز تو اگه چشمات من رو ميخواست اگه دستات مال من بود اگه اسمم رو ميخوندي اگه با من تو ميموندي لحظههارو با تو بودن ستاره های سربی تو بال و پر گرفتی دقیقه های بی تو اگه نرفته بودی اگه نرفته بودی اگه نرفته بودی شبانه های بی تو از تو به آینه گفتم از رفتن تو گفتم اگه نرفته بودی اگه نرفته بودی اگه نرفته بودی ستاره های سربی سينه من درياست





دوباره دلم گرفته
صداي گريه ي بارون
تو خيابون دم گرفته
با نگاهت قلبمو ازم گرفتي اينم بمونه
با غرورت منو دست کم گرفتي اينم بمونه
گفتي که قلبتو پس ميدم ديوونه اينم بمونه
گفتم اين قلب توه پيشت بمونه اينم بمونه
خواستم عاشقت کنم گفتي محاله اينم بمونه
گفتي تو هم دلت چه خوش خياله اينم بمونه
من ميگفتم شب عشق با اين سياهي نداره ترسي برام وقتي تو ماهي
تو ميگفتي آره من ماهم ولي تو اومدي آسمونت رو اشتباهي
اينم بمونه اينم بمونه





ما که رفتیم بعد ما میدونی کی دوست داره
روتو کم کن دیگه تحفه هم که نیستی بخدا
تمومش کن افه هاتو بس کن این همه ادا
مگه ما چی کم گذاشتیم از مرام و معرفت
که تو اینجور با ما بد تا میکنی بی معرفت
راستشو بخوای دیگه خسته شدم رک بگمت
به دلم نشسته بودی خشکیدی بریدمت
بخدا عشقی که ذلت بیاره کشکه عزیز
جون هر چی مرده انقد دیگه آبرو نریز
گفته بودم نفسی برام میرم تا آخرش
نفسی که حرمتم رو بگیره من می برمش
دیگه اون دنیای پر رنگ و چلچراغت نمیخوام
واسه رو کم کنیتم که شده سراغت نمیام
قاطی کردم بد رقم میخوام که قیدت بزنم
میخوام این دندون عاریه رو از ته بکنم
عشقی که ما پیشیم بی شیله پیله صادقه
همه مردم می دونن که مشکی اند عاشقه
نمیتونم ببخشمت دور شو برو نبینمت
تیکه ای بودی از دلم خشکیدی و بریدمت
هزارویک رنگی بدون
دروغ و نیرنگی بدون
واسه دله عاشقه من بد نامی و ننگی بدون
"راهمو سد کردی عزیز
عشقمو رد کردی عزیز
خودت ندونستی چی کردی باما بد کردی عزیز"
یادت میاد گفتم بهت اگه نمیشی مرحمم
تروخدا زخمم نشو که تیکه پارست بدنم
تو عین ناباوریا تو هم شدی یه زخم نو
هیچ نمیخوام مثله تو شم از جلوی چشام برو





در نگاه تو شكفتن
مثل روياي تو خوابه
با تو موندن
مثل قصه تورو خوندن
مثل تشنگي آبه
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات ميسپردم
ديگه از ياد نميبردم
همه دنيارو ميبردم
بي تو و عشق تو بودن
بي تو خوب من محاله
بي هدف نفس كشيدن
واسه من رنج و عذابه
تو نگاه تو ميمردم
جون به دستات ميسپردم
ديگه از ياد نميبردم
همه دنيارو ميبردم
غير تو پرندهاي نيست
جز تو اسم ديگهاي نيست
هيچ كسي جايي نداره
هيچ كسي رو دوست نداره
تو نگاه تو ميمردم
جون به دستات ميسپردم
ديگه از ياد نميبردم
همه دنيارو ميبردم
لحظههارو با تو بودن





فانوسک های خاموش
من و هجوم گریه
از یاد تو فراموش
به چیدن ستاره
دادی منو به خاک
این غربت دوباره
پرنده های خسته ن
آیینه های خالی
دروازه های بسته ن
جاده پر از ترانه
کوچه پر از غزل بود
به سوی تو روانه
گریه منو نمیبرد
پرنده پر نمیسوخت
آینه چین نمیخورد
و
اگه نرفته بودی
یعنی حضور گریه
با من نبودن تو
یعنی وفور گریه
از تو به شب رسیدم
نوشتمت رو گلبرگ
تو رو نفس کشیدم
ستاره دربدر شد
شبنم به گریه افتاد
پروانه شعله ور شد
جاده پر از ترانه
کوچه پر از غزل بود
به سوی تو روانه
گریه منو نمیبرد
پرنده پر نمیسوخت
آینه چین نمیخورد
و
اگه نرفته بودی
فانوسک های خاموش
من و هجوم گریه
از یاد تو فراموش...





دريايي كه در شكستگي امواج ناراحتش كه نشانه اي از شكستگي پشت زندگيست
نامي نشاني از بلم ها وكشتيها نيست
كشتي ها وبلم هاي اين درياي تك افتاد ه و گمنام كه در سينه من است
ميليونها تابوت بي قواره اي كه در هر يكيشان ميليون ها آرزوي گور گم كرده
غنوده است
سينه من درياست
دريايي كه هيچ اقيانوس تا آنجا كه مربوط به عصيان امواج است
هرگز حريفش نبوده است





عاشق صحراییم بی نصیب و تنها
دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم
گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طاق طلا برات میارم
دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم
ز تو خواهم ز تو خواهم
عهد عشقی که بستی وفا کنی
یاد ما کنی
از چمنها گر گذشتی یاد من کن
گر شنیدی سرگذشتی یاد من کن
دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم
گل اومد بهار اومد میرم به صحرا
عاشق صحراییم بی نصیب و تنها
خوش ادا بالا بلا شیرین زبونم
مانده ام دور از تو و از آشیونم
آشیونم رو گل خودرو گرفته
سبزه از هر گوشه تا زانو گرفته
گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طاق طلا برات میارم
ز تو خواهم ز تو خواهم
عهد عشقی که بستی وفا کنی
یاد ما کنی
از چمنها گر گذشتی یاد من کن
گر شنیدی سرگذشتی یاد من کن
گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طاق طلا برات میارم













