تبليغاتX
من و باش به عشق کی زنده بودم ... من و باش دل به کی خوش کرده بودم ... من و باش خیال می کردم یه نفر به فکرمه ... من و باش که فکر می کردم یکی هست عاشقمه ... من و باش که دل به عشق چه کسی داده بودم ... من و باش که تو خیال چه چیزایی ساخته بودم .. .ولی افسوس کلک بود توی کارات ... ولی افسوس دروغ بود همه حرفات ... توروباش وقتی دلگیری وتنها

وقتی دلگیری وتنها

دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار

sani

نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 10:59 قبل از ظهر توسط ساناز| |

سلام من تصميم گرفتم دير به دير آپ كنم چون دير به دير از وبلاگم

 ديدن مي كنيد و نظر هم نميدين.

اميدوارم همتون موفق باشيد

نوشته شده در چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 10:26 بعد از ظهر توسط ساناز| |

هوا بوي نم گرفته
دوباره دلم گرفته
صداي گريه ي بارون
تو خيابون دم گرفته
با نگاهت قلبمو ازم گرفتي اينم بمونه
با غرورت منو دست کم گرفتي اينم بمونه
گفتي که قلبتو پس ميدم ديوونه اينم بمونه
گفتم اين قلب توه پيشت بمونه اينم بمونه
خواستم عاشقت کنم گفتي محاله اينم بمونه
گفتي تو هم دلت چه خوش خياله اينم بمونه
من ميگفتم شب عشق با اين سياهي نداره ترسي برام وقتي تو ماهي
تو ميگفتي آره من ماهم ولي تو اومدي آسمونت رو اشتباهي
اينم بمونه اينم بمونه

نوشته شده در چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 10:22 بعد از ظهر توسط ساناز| |

love

نوشته شده در شنبه 19 فروردین1385ساعت 10:24 بعد از ظهر توسط ساناز| |

love

نوشته شده در شنبه 19 فروردین1385ساعت 10:21 بعد از ظهر توسط ساناز| |

بابا بیخیال دیگه ناز کردنم حدی داره
ما که رفتیم بعد ما میدونی کی دوست داره
روتو کم کن دیگه تحفه هم که نیستی بخدا
تمومش کن افه هاتو بس کن این همه ادا
مگه ما چی کم گذاشتیم از مرام و معرفت
که تو اینجور با ما بد تا میکنی بی معرفت
راستشو بخوای دیگه خسته شدم رک بگمت
به دلم نشسته بودی خشکیدی بریدمت
بخدا عشقی که ذلت بیاره کشکه عزیز
جون هر چی مرده انقد دیگه آبرو نریز
گفته بودم نفسی برام میرم تا آخرش
نفسی که حرمتم رو بگیره من می برمش
دیگه اون دنیای پر رنگ و چلچراغت نمیخوام
واسه رو کم کنیتم که شده سراغت نمیام
قاطی کردم بد رقم میخوام که قیدت بزنم
میخوام این دندون عاریه رو از ته بکنم
عشقی که ما پیشیم بی شیله پیله صادقه
همه مردم می دونن که مشکی اند عاشقه

نمیتونم ببخشمت دور شو برو نبینمت
تیکه ای بودی از دلم خشکیدی و بریدمت
هزارویک رنگی بدون
دروغ و نیرنگی بدون
واسه دله عاشقه من بد نامی و ننگی بدون
"راهمو سد کردی عزیز
عشقمو رد کردی عزیز
خودت ندونستی چی کردی باما بد کردی عزیز"

یادت میاد گفتم بهت اگه نمیشی مرحمم
تروخدا زخمم نشو که تیکه پارست بدنم
تو عین ناباوریا تو هم شدی یه زخم نو
هیچ نمیخوام مثله تو شم از جلوی چشام برو

نوشته شده در شنبه 19 فروردین1385ساعت 10:14 بعد از ظهر توسط ساناز| |

لحظه‌هارو با تو بودن
در نگاه تو شكفتن

حس عشق رو در تو ديدن
مثل روياي تو خوابه

با تو رفتن
با تو موندن
مثل قصه تورو خوندن

تا هميشه تورو خواستن
مثل تشنگي آبه

اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم

اگه اسمم رو مي‌خوندي
ديگه از ياد نمي‌بردم

اگه با من تو مي‌موندي
همه دنيارو مي‌بردم

بي تو اما سرسپردن
بي تو و عشق تو بودن

تو غبار جاده موندن
بي تو خوب من محاله

بي تو حتي زنده بوندن
بي هدف نفس كشيدن

تا ابد تورو نديدن
واسه من رنج و عذابه

اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم

اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم

اگه اسمم رو مي‌خوندي
ديگه از ياد نمي‌بردم

اگه با من تو مي‌موندي
همه دنيارو مي‌بردم

توي آسمون عشقم
غير تو پرنده‌اي نيست

روي خاموشي لبهام
جز تو اسم ديگه‌اي نيست

توي قلب من عزيزم
هيچ كسي جايي نداره

دل عاشقم بجز تو
هيچ كسي رو دوست نداره

اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم

اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم

اگه اسمم رو مي‌خوندي
ديگه از ياد نمي‌بردم

اگه با من تو مي‌موندي
همه دنيارو مي‌بردم

لحظه‌هارو با تو بودن
لحظه‌هارو با تو بودن

نوشته شده در شنبه 19 فروردین1385ساعت 10:5 بعد از ظهر توسط ساناز| |

Love

نوشته شده در جمعه 18 فروردین1385ساعت 11:24 بعد از ظهر توسط ساناز| |

ستاره های سربی
فانوسک های خاموش
من و هجوم گریه
از یاد تو فراموش

تو بال و پر گرفتی
به چیدن ستاره
دادی منو به خاک
این غربت دوباره

دقیقه های بی تو
پرنده های خسته ن
آیینه های خالی
دروازه های بسته ن

اگه نرفته بودی
جاده پر از ترانه
کوچه پر از غزل بود
به سوی تو روانه

اگه نرفته بودی
گریه منو نمیبرد
پرنده پر نمیسوخت
آینه چین نمیخورد

اگه نرفته بودی
و
اگه نرفته بودی

شبانه های بی تو
یعنی حضور گریه
با من نبودن تو
یعنی وفور گریه

از تو به آینه گفتم
از تو به شب رسیدم
نوشتمت رو گلبرگ
تو رو نفس کشیدم

از رفتن تو گفتم
ستاره دربدر شد
شبنم به گریه افتاد
پروانه شعله ور شد

اگه نرفته بودی
جاده پر از ترانه
کوچه پر از غزل بود
به سوی تو روانه

اگه نرفته بودی
گریه منو نمیبرد
پرنده پر نمیسوخت
آینه چین نمیخورد

اگه نرفته بودی
و
اگه نرفته بودی

ستاره های سربی
فانوسک های خاموش
من و هجوم گریه
از یاد تو فراموش...

نوشته شده در سه شنبه 15 فروردین1385ساعت 3:16 بعد از ظهر توسط ساناز| |

سينه من درياست
دريايي كه در شكستگي امواج ناراحتش كه نشانه اي از شكستگي پشت زندگيست
نامي نشاني از بلم ها وكشتيها نيست
كشتي ها وبلم هاي اين درياي تك افتاد ه و گمنام كه در سينه من است
ميليونها  تابوت بي قواره اي كه در هر يكيشان ميليون ها آرزوي گور گم كرده
غنوده است
سينه من درياست
دريايي كه هيچ اقيانوس تا آنجا كه مربوط به عصيان امواج است
هرگز حريفش نبوده است

نوشته شده در چهارشنبه 9 فروردین1385ساعت 12:51 بعد از ظهر توسط ساناز| |

بي خاصيت

نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین1385ساعت 6:25 بعد از ظهر توسط ساناز| |

entezar

نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین1385ساعت 6:21 بعد از ظهر توسط ساناز| |
گل اومد بهار اومد میرم به صحرا
عاشق صحراییم بی نصیب و تنها
دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم

گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طاق طلا برات میارم
دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم

ز تو خواهم ز تو خواهم
عهد عشقی که بستی وفا کنی
یاد ما کنی
از چمنها گر گذشتی یاد من کن
گر شنیدی سرگذشتی یاد من کن
دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم

گل اومد بهار اومد میرم به صحرا
عاشق صحراییم بی نصیب و تنها
خوش ادا بالا بلا شیرین زبونم
مانده ام دور از تو و از آشیونم

آشیونم رو گل خودرو گرفته
سبزه از هر گوشه تا زانو گرفته
گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طاق طلا برات میارم

ز تو خواهم ز تو خواهم
عهد عشقی که بستی وفا کنی
یاد ما کنی
از چمنها گر گذشتی یاد من کن
گر شنیدی سرگذشتی یاد من کن
گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طاق طلا برات میارم
نوشته شده در سه شنبه 1 فروردین1385ساعت 9:47 بعد از ظهر توسط ساناز| |