وقتی دلگیری وتنها
دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار
در دل شب دعاي من، گريه بي صداي من، بانگ خدا خداي من تو مکه عشقي و من عاشق رو به قبلَتم هر ثانيه كه مي گذرد چيزي از تو را با خود مي برد زمان غارتگر غريبيست همه چيز را بي اجازه مي برد و تنها يك چيز را هميشه فراموش مي كند... حس "دوست داشتن" تو را... وقتي کسي نيست که به دادت برسه پس داد نزن، سکوت کن، شايد از سکوتت همه بفهمن که چه قدر درد و رنج توي وجودت انباشته شده، فرياد دردت رو دوا نميکنه، اما سکوت شايد نتونه دردتو از بين ببره اما ميتونه خيلي راحت تو را از اين دنياي مسخره نجات بده به سنگها كسي گفت: انسان باشيد___سنگها گفتند هنوز انقدر سخت نشده ایم
اگر به خانه من آمدي ، براي من اي مهربان چراغ بياور ، و يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبختي بنگرم
هرگز کسی را ناامید نکنید ، شاید امید او همه ی دارایی اش باشد
بر بلندی کوهها نمی توان غالب شد ، مگر از طریق جاده های پیچ در پیچ
وصال آغاز هجران است
هر چه قفس تنگ تر باشد ، آزادی شیرین تر به نظر می رسد
گريه هايم بي صداست عشق من بي انتهاست رد پاي اشکهايم را بگير تا بداني خانه عاشق کجاست
لذت شبهای خوش را روزگار از ما گرفت ای خوشا روزی که با هم
وقتی که پشتت خالیه یا تکیه گات پوشالیه حتمی زمینت میزنن
مگه ازت چي كم دارم كه روز و شب ناز مي كني تو گرفتی منو از باد يكي از راه مي رسه اونكه با عشق آشناست آشناي من بيا دل من تاب نداره يكي از راه مي رسه اونكه با عشق آشناست چشم من به راه اون روز شب به جاده هاست آشناي من بيا دل من تاب نداره يكي از راه مي رسه اونكه با عشق آشناست ای وای من، ای وای من خاکسترم کردی، چه آوردی، تو ای دل بر سرم ای فارغ از حال من، چون یاد آورم ای چشم من، گریان مباش دست غارت از چه رو، آه ای لاله رو از تو چه شد حاصلم، همین کز دلم، قرارم ربودهای
به خاطر تو بود و بس
پاکي لحظه هاي من، گريه هاي هاي من، گوهر اشکهاي من
به خاطر تو بود و بس
اين همه بي پناهيم، اين همه سر به راهيم، اين همه بي گناهيم
غصه به جان خريدنم، از همه کس بريدنم زخم زبون شنيدنم
به خاطر تو بود و بس
رو به خدا نشستنم، نذر و دخيل بستنم
سوز من و گداز من، اشک من و نياز من
به خاطر تو بود و بس





من اولين قربوني عيداي فطر کعبَتم
مي ميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم
هر چي بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتش زدم، سوزوندم
به عشق ديدن گل روي تو اينجا موندم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
بين تموم عاشقات، نذر منو ادا کني
يه کاسه گندم مي ريزم تا کفترارو سير کنم
واست مي ميرم انقدر تا دلتو اسير کنم
به پات مي شينم شب و روز، تا با تو عمرو پير کنم
به مژگان سيه کردي هزاران رخنه در دينم
بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
بين تموم عاشقات، نذر منو ادا کني
يه کاسه گندم مي ريزم تا کفترارو سير کنم
واست مي ميرم انقدر تا دلتو اسير کنم
به پات مي شينم شب و روز، تا با تو عمرو پير کنم
تو مکه عشقي و من عاشق رو به قبلَتم
من اولين قربوني عيداي فطر کعبَتم
مي ميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم

















روزگاری داشتیم
امیدتم خیالیه
فكر مي كني ازم سري ، بال داري ، پرواز مي كني ؟





در سکوتم زدی فریاد
به حضورت کردم عادت
اما بردی منو از یاد
تو منو تکیده کردی
رنگمو پریده کردی
تو سکوتمو شکستی
پشتمو خمیده کردی
تو خطای باور من
تو شکست آخر من
تو سرود نیمه کاره
در میون دفتر من
تو میگفتی خوش کلامی
خوش سلوکی خوش مرامی
اینه اون مرام خوبت
نه سرودی نه پیامی
تو میگفتی جون پناهی
میبینم که رو سیاهی
من فدایه رفاقت
تو رفیق نیمه راهی
تو رفیق نیمه راهی





براي تنهاييام هديه دست خداست
انگار از جاده مياد بوي خوب دامنش
دليل بودن من لحظه رسيدنش
چشم من انتظار روز و شب خواب نداره
باصداي خنده هاش تو گوش زنگ مي زنه
حسرت بودن اون سينمو چنگ مي زنه
براي تنهاييام هديه دست خداست
انگار از جاده مياد بوي خوب دامنش
دليل بودن من لحظه رسيدنش
وقتي از راه برسه بهترين وقت دعاست
كي مياد اون روزي كه مهربون من بياد
اونكه با اومدنش انتظارم سر بياد
چشم من انتظار روز و شب خواب نداره
باصداي خنده هاش تو گوش زنگ مي زنه
حسرت بودن اون سينمو چنگ مي زنه
براي تنهاييام هديه دست خداست
انگار از جاده مياد بوي خوب دامنش
دليل بودن من لحظه رسيدنش





زد این دل شیدای من
آتش به سر تا پای من
دیگر چه آوازی، چه پروازی، که بی بال و پرم
رو گرداندنِ تو را
ترسم سوز درد من، آه سرد من
گیرد دامن تو را
کردی جفا دیگر مکن
چشم عاشق را تر مکن
اینگونه اشک افشان مباش
حیران و سرگردان مباش
در گردش گیتی، رسد روزی، به پایان هر غمی
دست نگار ما، داغ دل را، گذارد مرهمی
بر جانم گشودهای
کردی جفا دیگر مکن
چشم عاشق را تر مکن










