تبليغاتX
من و باش به عشق کی زنده بودم ... من و باش دل به کی خوش کرده بودم ... من و باش خیال می کردم یه نفر به فکرمه ... من و باش که فکر می کردم یکی هست عاشقمه ... من و باش که دل به عشق چه کسی داده بودم ... من و باش که تو خیال چه چیزایی ساخته بودم .. .ولی افسوس کلک بود توی کارات ... ولی افسوس دروغ بود همه حرفات ... توروباش وقتی دلگیری وتنها

وقتی دلگیری وتنها

دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار

شب از تو گفتنه ترانه هام دلتنگه
پیش چشمای نجیبت همه چی بی رنگه
وقتی گل واژه خنده میشینه روی لبات
وقت دل دادن شیشه به صدای سنگه
******
توی این قحطی واژه خود آوازی
توی کوچه صدا هم قدم هر سازی
تو حریق عاطفه ترنم بارونی
قصری از شعرو ترانه با نگات میسازی
******
من و تو عابر این شبای بی بارونیم
پشت دیوارهای سنگی عمریه پنهونیم
شب چشماتو تموم کن دست خستمو بگیر
بیا فریاد بکشیم خسته از این زندونییییییییییییم
لالالا لالالالالالالالالا
لالالا لالالالالالالالالا
لالالا لالالالالالالالالا
لالالا لالالالالالالالالا
******
شب از تو گفتنه ترانه هام دلتنگه
پیش چشمای نجیبت همه چی بی رنگه
وقتی گل واژه خنده میشینه روی لبات
وقت دل دادن شیشه به صدای سنگه
******
توی این قحطی واژه خود آوازی
توی کوچه صدا هم قدم هر سازی
تو حریق عاطفه ترنم بارونی
قصری از شعرو ترانه با نگات میسازی
******
من و تو عابر این شبای بی بارونیم
پشت دیوارهای سنگی عمریه پنهونیم
شب چشماتو تموم کن دست خستمو بگیر
بیا فریاد بکشیم خسته از این زندونییییییییییییم

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 7:24 بعد از ظهر توسط ساناز| |

اسم تو اسم تو اسم تو یه خاطره
چشم تو چشم تو چشم تو یه پنجره
با طلوع ست تو من به فردا میرسم
با ضیافت نگات من به رویا میرسم
اسم تو اسم تو اسم تو یه خاطره
چشم تو چشم تو چشم تو یه پنجره
*****
به صلیب عشق تو اونی که مصلوب منم
تو قمار لحظه ها اونی که مقلوبه منم
من اسیر دیو ظلمت همنشین بوف کور
تو رفیق روز و آینه تورگهات طپش نور
من اسیر دیو ظلمت همنشین بوف کور
تو رفیق روز و آینه تورگهات طپش نوووووووور
*****
اسم تو اسم تو اسم تو یه خاطره
چشم تو چشم تو چشم تو یه پنجره
دست تو بزار تو دستم پل بزن تا تن خستم
بزار که از تو جون بگیره این قلب تنها و شکستم
اسم تو اسم تو اسم تو یه خاطره
چشم تو چشم تو چشم تو یه پنجره
*****
به صلیب عشق تو اونی که مصلوب منم
تو قمار لحظه ها اونی که مقلوبه منم
من اسیر دیو ظلمت همنشین بوف کور
تو رفیق روز و آینه تورگهات طپش نور
من اسیر دیو ظلمت همنشین بوف کور
تو رفیق روز و آینه تورگهات طپش نوووووووور
(مصلوب عشق تو منم)

نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 7:14 بعد از ظهر توسط ساناز| |

ببین قلبم شکست اما نترسید
ترقه بازی ترسیدن نداره
یکی خواستش دل و
چیزی نگفتم
دل خالی که دزدیدن نداره

تو این دیوونه رو باز امتحان کن
ولی عاشق که سنجیدن نداره
می گی که شاید خوابم رو ببینی
چشای خیس که خوابیدن نداره

می گم چشم تو باشه قبله ی من
می گی چشم که پرستیدن نداره
هوای چشمم امشب ابره ابره
ولیکن نای باریدن نداره

ازت خواستم بپرسم
اما دیدم
جواب من که پرسیدن نداره
چه لبخندی زدی به گریه ی من
عزیزم گریه خندیدن نداره

نوشته شده در چهارشنبه 10 خرداد1385ساعت 12:59 بعد از ظهر توسط ساناز| |

به من نگاه کن واسه یه لحظه
نگات به صد تا آسمون میارزه
من از خدامه که بکشم نازتو
تا بشنوم یه لحظه آوازتو

من از خدامه پیش تو بمونم
جواب حرفاتو خودم بخونم
من از خدامه بمونم دیوونت
سر بذارم رو شهر امن شونت

من از خدامه بمونی کنارم
من که بجز تو کسی و ندارم
من از خدامه که نباشه دوری
فقط دلم میخواد بگی چجوری

من از خدامه که یه روز دعامون
بره تو آسمون پیش خدامون
به عشق اونکه بعد اونهمه درد
خدا یه نگاهیم بما کرد

به من نگاه کن واسه یه لحظه
نگات به صد تا آسمون میارزه
من از خدامه که بکشم نازتو
تا بشنوم یه لحظه آوازتو

من از خدامه پیش تو بمونم
جواب حرفاتو خودم بخونم
من از خدامه بمونم دیوونت
سر بذارم رو شهر امن شونت

نوشته شده در چهارشنبه 10 خرداد1385ساعت 12:57 بعد از ظهر توسط ساناز| |

BARG

نوشته شده در یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط ساناز| |

10 ثانیه تا انتها، پایونی بی سر و صدا بی خبر از هر شب و روز، من و یه شمع نیمه سوز، یکی گذشت از ثانیه 9 تای دیگه باقیه، ای کاش تو لحظه ای که رفت میدیدمش یه بار دیگه، اون دور بود و تو حسرت ثانیه ها که می گذشت، ای کاش تو این 1 ثانیه بی بودنش نمیگذشت،ساعت میگه 2 ثانیه، 8 تای دیگه باقی یه عمر نشستم منتظر کی میگه اینا بازیه، فقیر بودن جرم منه، عاشق بودن تنها گناه، یه عمری چشم به در بودم این و خرابم چشم به راه، ساعت بازم بهم میگه 3 ثانیه رفته دیگه خبر داری چه زود گذشت مونده فقط 7 ثانیه، هی با خودم گفتم میاد امیدت و ندی به باد داد میزدم پس کی میاد کسی جوابم و نداد، من موندم و 2 ثانیه ازم فقط این باقیه ثانیه پشت سر هم رفتن تا 6 و 7 و 8 لحظه تو گوشام داد میزد 8 ثانیه ازت گذشت من موندم و 2 ثانیه ازم فقط این باقیه هنوز نشستم منتظر چشم امیدم ساقی، آی ای خنک باد سحر واسش ببر تو این خبر بگو که من تا آخرین خیره بودن چشام به در، ثانیه 9 هم که رفت مونده فقط 1 ثانیه سرت سلامت نازنین از من یه لحظه باقیه، قسمت نشد ببینمت شاید که لایق نبودم منتظرت موندم یه وقت نگی که عاشق نبودم، ثانیه 10 گل یاس راحت شدم دیگه خلاص، آزاد شدم بیام پیشت بی واهمه چه بی هراس، قشنگترین ثانیه هام این 10 تا بود که زود گذشت، رویای شیرین بود و ناب چون با خیال تو گذشت

نوشته شده در یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط ساناز| |

اگر اشكهايت براي من جاري نمي شود
پس محبوبم
چشمانت براي من چه فايده اي دارد.
اگر قلبت براي من نمي تپد
پس قلبم برايت چه سودي دارد.
اگر نواي سازت براي من نيست
پس آوازهايت براي من چه سودي دارد.
پس اگر هيچگاه در زندگي عشق نورزيده اي
وجودت در كنار من چه اهميتي دارد.
  محبوبم اميدوارم دلبسته شخص ديگري گردي
 تا همراه با درد هجران ، طعم دلپذير عشق را حس كني؟
و آنگاه به خاطر اين نفرين همواره از من متشكر خواهي بود.
اگر روزي كسي را با تمام وجودت دوست داشته باشي
حرف مرا بشنو
عشقت را
اشكت را
وتپش قلبت را
وبالاتر از هر چيز برق ديدگانت را دنبال كن
و آن روز كه عشق رادر روح وجانت حس كردي بي پروا
انرا پذيرفته و لبخند خواهي زد
به نداي قلبت گوش فرا ده و
آنگاه خواهي رفت تا با عشق بزرگت همنشين شوي.
ترا نفرين ميكنم
نفرين ميكنم كه عاشق ديگري گردي
تا در كنار درد هجران 
طعم دلپذير عشق را حس كني؟و
آنگاه به خاطر نفرين همواره قدر دان من خواهي بود.

نوشته شده در شنبه 6 خرداد1385ساعت 10:46 بعد از ظهر توسط ساناز| |