وقتی دلگیری وتنها
دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار
سلام بچه های گل ، نماز روزه هاتون قبول . امروز تولدمه ، مرسی از تبريکاتون . من رفتم تو 23 و وبلاگم رفت تو 3 سال . ازتون می خوام همونطور که تو اين 2 سال با نظراتتون منو حمايت کردين بازم تنهام نذارين. روی ماه همتونو می بوسم از يه ني ني ميپرسن كه عشق يعني چي؟ ميگه: اخش يحني بذالي اونم از پفكت بخوله اما فخط دوتا دونه ها تو را دوست دارم ماه من غصه چرا؟ آسمان را بنگر ،که هنوز ،بعد صدها شب و روز او همانی است که در تارترین لحظه شب،راه نورانی امید نشانم میداد… او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ،همه زندگی ام ،غرق شادی باشد… ماه من! غصه اگر هست، بگو تا باشد ! معنی خوشبختی ، بودن اندوه است…! این همه غصه و غم ،این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه !میوه یک باغند همه را با هم و با عشق بچیین ولی از یاد مبر: پشت هر کوه بلند ،سبزه زاری است پر یاد خدا و در آن باز کسی می خواند که خدا هست،خدا هست وچرا غصه؟!چرا؟
و وقتی تو نیستی غمگینم
و به آسمان آبی بالای سرت
و اخترانی که تو را میبینند رشک میبرم
تو را دوست دارم
وآنچه میکنی درنظرم بی همتا جلوه می کند
و بارها در تنهایی از خود پرسیده ام
چرا آنهائیکه که دوستشان دارم بیشتر شبیه تو هستند
تو را دوست دارم
اما هنگامی که نیستی از هر صدایی بیزارم
حتی اگرصدای آنانی باشد که دوستشان دارم
زیرا صدای آنها طنین آهنگین صدایت را در گوشم می شکند
می دانم که دوستت دارم
اما افسوس که دیگران دل ساده ام را کمتر باور می کنند
و چه بسا به هنگام گذر می بینم به من میخندند
زیرا آشکارا می نگرند نگاهم به دنبال توست
مثل ان روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر ،به ما می خندد!
یا زمینی را که دلش از سردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت!
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار ،دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت،
تا بگوید که هنوز ،پر امنیت احساس خداست!
ماه من،غصه چرا؟!
تو مرا داری و من هر شب و روز،
آرزویم ،همه خوشبختی توست!
ماه من !دل به غم دادن و از یاس سخن هاگفتن
کار آنهایی نیست ،که خدا را دارند…
ماه من !غم و اندوه ،اگر هم روزی ،مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ،از لب پنجره عشق ،زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ،چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود ،که خدا هست،خدا هست!







