تبليغاتX
من و باش به عشق کی زنده بودم ... من و باش دل به کی خوش کرده بودم ... من و باش خیال می کردم یه نفر به فکرمه ... من و باش که فکر می کردم یکی هست عاشقمه ... من و باش که دل به عشق چه کسی داده بودم ... من و باش که تو خیال چه چیزایی ساخته بودم .. .ولی افسوس کلک بود توی کارات ... ولی افسوس دروغ بود همه حرفات ... توروباش وقتی دلگیری وتنها

وقتی دلگیری وتنها

دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار

 

When you feel unlovable, unworthy and unclean,
when you think that no one can heal you,
Remember, Friend,
God Can

 

وقتي احساس مي‌کني قابل دوست داشتن نيستي
وقتي احساس بي لياقتي و نا پاكي مي كني
وقتي احساس مي كني كسي نمي تواند دردهاي تو را التيام ببخشد
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند

 

When you think that you are unforgivable
for your guilt and your shame
Remember, Friend,
God Can.

 

وقتي احساس مي‌كني قابل بخشش نيستي
براي شرم و گناه هايت
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند

 

When you think that all is hidden
and no one can see within
Remember, Friend,
God Can.

 

وقتي فكر مي كني همه چيز پنهان است
و هيچكس نمي تواند درون را ببيند
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند

 

And when you have reached the bottom
And you think that no one can hear
Remember my dear Friend
God Can

 

وقتي به انتها مي رسي و گمان مي‌كني 
کسي نيست تا صدايت را بشنود
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند

 

And when you think that no one can love
The real person deep inside of you
Remember my dear Friend,
God Does.

 

وقتي گمان ميبري كسي نمي تواند
به خود واقعي درون تو عشق بورزد
دوست عزيز من به ياد داشته باش
خدا مي تواند.

 

نوشته شده در جمعه 16 فروردین1387ساعت 7:53 بعد از ظهر توسط ساناز| |

 

 

تا کجا بايد شاهد چرخش مسخره زمين باشم ...

تا کجا بايد ببينم که روزها خورشيد خود سوزي ميکند ...

و شبها همچنان خودخواهانه سکوت ميکنند

تا کي شاهد پر پر شدن دلي باشم که تنها از اين آدمهاي مهربون کمي صداقت ميخواست ...

نه من گداي محبت نيستم ...

و محبت پول خوردي در دست اين انسان هاي سنگ دل نيست ...

و من هم گداي دست گشوده فرا روي اين ظالمان نيستم ...

من خودم هستم ... اگه خوبم ... اگه بدم ... يکي هستم ... من خودم هستم

 

نوشته شده در سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 1:45 قبل از ظهر توسط ساناز| |