وقتی دلگیری وتنها
دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار
When you feel unlovable, unworthy and unclean, وقتي احساس ميکني قابل دوست داشتن نيستي When you think that you are unforgivable وقتي احساس ميكني قابل بخشش نيستي When you think that all is hidden وقتي فكر مي كني همه چيز پنهان است And when you have reached the bottom وقتي به انتها مي رسي و گمان ميكني And when you think that no one can love وقتي گمان ميبري كسي نمي تواند
تا کجا بايد شاهد چرخش مسخره زمين باشم ... تا کجا بايد ببينم که روزها خورشيد خود سوزي ميکند ... و شبها همچنان خودخواهانه سکوت ميکنند تا کي شاهد پر پر شدن دلي باشم که تنها از اين آدمهاي مهربون کمي صداقت ميخواست ... نه من گداي محبت نيستم ... و محبت پول خوردي در دست اين انسان هاي سنگ دل نيست ... و من هم گداي دست گشوده فرا روي اين ظالمان نيستم ... من خودم هستم ... اگه خوبم ... اگه بدم ... يکي هستم ... من خودم هستم
when you think that no one can heal you,
Remember, Friend,
God Can
وقتي احساس بي لياقتي و نا پاكي مي كني
وقتي احساس مي كني كسي نمي تواند دردهاي تو را التيام ببخشد
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند
for your guilt and your shame
Remember, Friend,
God Can.
براي شرم و گناه هايت
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند
and no one can see within
Remember, Friend,
God Can.
و هيچكس نمي تواند درون را ببيند
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند
And you think that no one can hear
Remember my dear Friend
God Can
کسي نيست تا صدايت را بشنود
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند
The real person deep inside of you
Remember my dear Friend,
God Does.
به خود واقعي درون تو عشق بورزد
دوست عزيز من به ياد داشته باش
خدا مي تواند.












