وقتی دلگیری وتنها
دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار
صدای پایی از انتهای کوچه می آیدکسی آرام مرا می خواند بیا امشب ستاره بچینیم آسمان منتظر است و دریا بی تاب ابر سیاهی بر دلت خیمه زده می دانم بیا تا از ستاره ها برایت فانوسی درست کنم دریایی تا به حقیقت زلال چشمه برسی که آن وقت تو دریایی و بی نیاز ای مسافر!! حرکت کن راه دراز است و پر خم و تو کوله باری ازعشق داری همین کافی است که عشق مر کب سفر است نه مقصد حرکت. تکیه به شونه هام نكن من از خودت خسته ترم...





مـا که بـه هم نمی رسیم , بسه دیگه بـذار بـرم..
کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم؟...
حیف تو نیست, کنج قفس چادر غم سرت کنم؟...
مـن نـه قلنـدر شبـم , نـه قهـرمـان قصـه هـا...
نـه برده ی حلقه به گوش , نه ناجی فرشته ها...
تـو ایـن دو روز زنـدگـی , شبیـه مـن فـراوونـه...
یه لحظه چشمات و ببند گذشتن از من آسونه...
من عاشقم همین و بس , غصه نداره بی کسی...
قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم







