تبليغاتX
من و باش به عشق کی زنده بودم ... من و باش دل به کی خوش کرده بودم ... من و باش خیال می کردم یه نفر به فکرمه ... من و باش که فکر می کردم یکی هست عاشقمه ... من و باش که دل به عشق چه کسی داده بودم ... من و باش که تو خیال چه چیزایی ساخته بودم .. .ولی افسوس کلک بود توی کارات ... ولی افسوس دروغ بود همه حرفات ... توروباش وقتی دلگیری وتنها

وقتی دلگیری وتنها

دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار

سلام به همه دوستام وبلاگم ۳ ساله شد.

 

تولدش مبارک

 

ممنون از همه تون که تو این ۳ سال با نظرات گرمتون حمایتم کردین

 

 

دلارام دلم ، آرام من كو؟

درين باران غم ، پس بام من كو ؟

دلارام دلم كو ؟ آن نگاه كو ؟

برين كشتي شكسته ، ناخدا كو ؟

پس آن روياي ديروزي كجا رفت ؟

اسير باد پاييزي چرا رفت ؟

دلارام دلم ، دلتنگم از دل

كه اي دل ، پاي رفتن مانده در گل

براي زخم جان ، كو جان پناهي ؟

دلم مي سوزد و در سينه آهي

دلارام دلم ، آرام من كو ؟

درين باران غم ، پس بام من كو ؟

 

نوشته شده در چهارشنبه 17 مهر1387ساعت 11:48 بعد از ظهر توسط ساناز| |

 

می نویسم خطی
خالی از هر حسی
هر عشقی
همه از برکت دیوانگی بهت زمان فهمیده
همه از نفرت خشک ایمان آلوده

باغچه فهمیده
من  نهایت دیده ام
من صدای خرد کردن گل فهمیدم

دست من آلوده است
از بیان و آواز
تنه من آلوده است

می گریزم تا به کی از دردم
آخرش باید به جلاد ستم دیده کنم گردن خم
همه ی هستی من یک حس بود
حس آزادی از آدم

کاش می فهمیدم
پشت صد ناز و فسونش او خفه
او که چشمانش مشکی است
او که دستش سنگین است
او که از آبادی بیرون است

او که بود
او بد بود
سینه در آه و هوس مدفون بود
او که بود
وحشت سست کنار رود بود
لرزه ای روی پل بی دسته
او خود شیطان بود

بشکن این سکوت تلخ وحشت
            را 

            بشکن

 

تنه ام آزاد ساز
من به تنهایی فهمیدم
که خدا اینجا نیست
می حراسد از من
دلش از من سوخته

گاه می اندیشم
تا به کی مخفی شدن در بطن زشت انسان
آخرش باید کمی عاقل بود

کاش در تنهایی من عشق بود
کاش این وحشت تلخ مخفی
در عموق شعله های ترس من خاموش بود

زندگی زیبا بود
و کسانی که درخت سیب را می کاشتند
این هم زیبا بود

سیب را شهوت زد
از درختش افتاد

 

 

زندگی شاید سیبی است سرخ

گرد و زیبا و لجوج

و جماعت انگار

مثل کرم داخل آن می چرخند

 

نوشته شده در دوشنبه 1 مهر1387ساعت 12:23 بعد از ظهر توسط ساناز| |