وقتی دلگیری وتنها
دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار
قطار میرود... و من چقدر سادهام قيصر امين پور
تو میروی...
تمام ایستگاه میرود...
كه سالهای سال
در انتظار تو
كنار این قطار رفته ایستادهام...
و همچنان
به نردههای ایستگاه رفته
تكیه دادهام ! نوشته شده در چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت
10:3 قبل از ظهر توسط ساناز| |








