تبليغاتX
من و باش به عشق کی زنده بودم ... من و باش دل به کی خوش کرده بودم ... من و باش خیال می کردم یه نفر به فکرمه ... من و باش که فکر می کردم یکی هست عاشقمه ... من و باش که دل به عشق چه کسی داده بودم ... من و باش که تو خیال چه چیزایی ساخته بودم .. .ولی افسوس کلک بود توی کارات ... ولی افسوس دروغ بود همه حرفات ... توروباش وقتی دلگیری وتنها

وقتی دلگیری وتنها

دلم به دام عشق توشد گرفتار می تپه به عشقت تا لحظه دیدار

این کشتی مرا به دورها می برد
دور از خاطرات مردمانی که اهمیت می دهند باشم یا نباشم !

چشمک ستاره !
من چشمک ستاره اي را دنبال خواهم كرد
تا پایان بودنم
نمی دانم آیا ارزشش را دارد

و تو را در آغوش می کشم
فقط می خواهم نگاهت بدارم در بازوانم

هستی ام
تو هستی ام را روشن کردی
بیا هم پیمان شویم تا باز آتش بزنیم ارواح میرا را تا طعم زنده بودن را بچشند.

اما هرگز نمی گذارم بروی
اگر قول بدهی که خاموش نشوی
هیچوقت خاموش نشو

امیدها و تمنا ها مان
سیاه چاله ها و الهامات مان
امیدها و تمنا ها مان
سیاه چاله ها و الهامات مان

تو را در آغوش می کشم
فقط می خواهم نگاهت بدارم در بازوانم

دور ها
این کشتی مرا به دورها می برد
دور از خاطرات مردمانی که اهمیت می دهند باشم یا نباشم !

هرگز نمی گذارم بروی
اگر قول بدهی که خاموش نشوی
هیچوقت خاموش نشو

امیدها و تمنا ها مان
سیاه چاله ها و الهامات مان

تو را در آغوش می کشم
فقط می خواهم نگاهت بدارم در بازوانم

فقط می خواستم نگاهت بدارم

نوشته شده در شنبه 2 آبان1388ساعت 9:40 بعد از ظهر توسط ساناز| |